<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="https://tookastory.com/wp-content/plugins/seriously-simple-podcasting/templates/feed-stylesheet.xsl"?><rss version="2.0"
	 xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	 xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	 xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	 xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	 xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	 xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd"
	 xmlns:googleplay="http://www.google.com/schemas/play-podcasts/1.0"
	 xmlns:podcast="https://podcastindex.org/namespace/1.0"
	>
		<channel>
		<title>قصه‌های توکا</title>
		<atom:link href="https://tookastory.com/feed/podcast/tookacast/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
		<link>https://tookastory.com/tookapodcast/tookacast/</link>
		<description>پر طلاییت رو پیدا کن!</description>
		<lastBuildDate>Sat, 06 Jun 2026 05:50:47 +0000</lastBuildDate>
		<language>fa-IR</language>
		<copyright>&#xA9; 2026 توکا انوشه دستان‌پرداز</copyright>
		<itunes:subtitle>پر طلاییت رو پیدا کن!</itunes:subtitle>
		<itunes:author>توکا انوشه دستان‌پرداز</itunes:author>
		<itunes:summary>پر طلاییت رو پیدا کن!</itunes:summary>
		<itunes:owner>
			<itunes:name>توکا انوشه دستان‌پرداز</itunes:name>
		</itunes:owner>
		<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
		<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/MainCoverPodcast-scaled.jpg"></itunes:image>
			<image>
				<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/MainCoverPodcast-scaled.jpg</url>
				<title>قصه‌های توکا</title>
				<link>https://tookastory.com/tookapodcast/tookacast/</link>
			</image>
		<itunes:category text="Fiction">
			<itunes:category text="Drama"></itunes:category>
		</itunes:category>
		<itunes:category text="Kids &amp; Family">
									<itunes:category text="Stories for Kids"></itunes:category>
							</itunes:category>
		<itunes:category text="Society &amp; Culture">
									<itunes:category text="Places &amp; Travel"></itunes:category>
							</itunes:category>
		<podcast:locked>yes</podcast:locked>
		<podcast:guid>f3392cd0-0051-506a-a7d5-fa76de9351ef</podcast:guid>
		
		<!-- podcast_generator="SSP by Castos/3.10.1" Seriously Simple Podcasting plugin for WordPress (https://wordpress.org/plugins/seriously-simple-podcasting/) -->
		<generator>https://wordpress.org/?v=6.7.5</generator>

<item>
	<title>اپیزود شماره 9 &#8211; شَهرو (راز یک دوستی شگفت‌انگیز)</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-9-%d8%b4%d9%8e%d9%87%d8%b1%d9%88/</link>
	<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 11:17:40 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=26028</guid>
	<description><![CDATA[در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصه‌گو، پرده از راز بزرگ دوستیِ غیرممکن «صحراگرد» و «روباه شنی» برداشته می‌شود! صحراگرد که در گذشته نامش «شَهرو» بوده، داستان سفر طولانی‌اش از باغ‌های شیراز تا دل بیابان را تعریف می‌کند. او از آوازی جادویی می‌گوید که از یک پیرزن یاد گرفته و با همان آواز، مسیر زندگی یک شکارچی را تغییر داده است. اگر می‌خواهید بدانید چطور یک پرنده‌ی کوچک با به خطر انداختن جان خودش، روباه شنی را از قفس شکارچی‌ها نجات داد و این دوستی عجیب چطور شکل گرفت، این قسمت جذاب و احساسی را از دست ندهید. در این اپیزود، معنای واقعی دوست داشتن و شجاعت را در دل یک بیابان خشک لمس می‌کنیم.]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصه‌گو، پرده از راز بزرگ دوستیِ غیرممکن «صحراگرد» و «روباه شنی» برداشته می‌شود! صحراگرد که در گذشته نامش «شَهرو» بوده، داستان سفر طولانی‌اش از باغ‌های شیراز تا دل بیابان را تعریف می‌کند. او از آوازی جادویی می‌گوید که از یک پی]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصه‌گو، پرده از راز بزرگ دوستیِ غیرممکن «صحراگرد» و «روباه شنی» برداشته می‌شود! صحراگرد که در گذشته نامش «شَهرو» بوده، داستان سفر طولانی‌اش از باغ‌های شیراز تا دل بیابان را تعریف می‌کند. او از آوازی جادویی می‌گوید که از یک پیرزن یاد گرفته و با همان آواز، مسیر زندگی یک شکارچی را تغییر داده است. اگر می‌خواهید بدانید چطور یک پرنده‌ی کوچک با به خطر انداختن جان خودش، روباه شنی را از قفس شکارچی‌ها نجات داد و این دوستی عجیب چطور شکل گرفت، این قسمت جذاب و احساسی را از دست ندهید. در این اپیزود، معنای واقعی دوست داشتن و شجاعت را در دل یک بیابان خشک لمس می‌کنیم.]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/PodcastE9-Shahrou.mp3" length="17289186" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[در اپیزود نهم پادکست توکاهای قصه‌گو، پرده از راز بزرگ دوستیِ غیرممکن «صحراگرد» و «روباه شنی» برداشته می‌شود! صحراگرد که در گذشته نامش «شَهرو» بوده، داستان سفر طولانی‌اش از باغ‌های شیراز تا دل بیابان را تعریف می‌کند. او از آوازی جادویی می‌گوید که از یک پیرزن یاد گرفته و با همان آواز، مسیر زندگی یک شکارچی را تغییر داده است. اگر می‌خواهید بدانید چطور یک پرنده‌ی کوچک با به خطر انداختن جان خودش، روباه شنی را از قفس شکارچی‌ها نجات داد و این دوستی عجیب چطور شکل گرفت، این قسمت جذاب و احساسی را از دست ندهید. در این اپیزود، معنای واقعی دوست داشتن و شجاعت را در دل یک بیابان خشک لمس می‌کنیم.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE9-ShahrouCover.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE9-ShahrouCover.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 9 &#8211; شَهرو (راز یک دوستی شگفت‌انگیز)</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>12:00</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE9-ShahrouCover.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 8 &#8211; راز دختر قصه‌گو</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-8-%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87%da%af%d9%88/</link>
	<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 08:54:47 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=26001</guid>
	<description><![CDATA[بهترین دوست شما برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایتان کیست؟ در اپیزود هشتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، پس از پایان داستان درخت آرزوها، «صحراگرد» تصمیم مهمی می‌گیرد. او باید این قصه را به دست یک دختر نابینا در روستایی دورافتاده برساند؛ دختری که می‌گویند با قصه‌هایش بیماری آدم‌ها را شفا می‌دهد! اما این تصمیم، ساینا و نوشا را بر سر یک دوراهی بزرگ قرار می‌دهد: آیا به برنامه قبلی‌شان برای سفر به کوه‌های سرسبز زاگرس پایبند بمانند، یا دل به خطر بزنند و با صحراگرد در این مسیر ناشناخته همراه شوند؟ در این قسمت پر از هیجان، هم‌زمان با گم شدن ماجراجویانه نوشا در تونل‌های تودرتوی روباه شنی، با قدرت شگفت‌انگیز کتاب‌ها و معجزه‌ی قصه‌ها بیشتر آشنا می‌شویم. این قسمت را بشنوید تا بفهمید در دل این تونل‌های تاریک چه رازهایی نهفته است!]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[بهترین دوست شما برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایتان کیست؟ در اپیزود هشتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، پس از پایان داستان درخت آرزوها، «صحراگرد» تصمیم مهمی می‌گیرد. او باید این قصه را به دست یک دختر نابینا در روستایی دورافتاده برساند؛ دختری که می‌گویند با قصه‌ها]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[بهترین دوست شما برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایتان کیست؟ در اپیزود هشتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، پس از پایان داستان درخت آرزوها، «صحراگرد» تصمیم مهمی می‌گیرد. او باید این قصه را به دست یک دختر نابینا در روستایی دورافتاده برساند؛ دختری که می‌گویند با قصه‌هایش بیماری آدم‌ها را شفا می‌دهد! اما این تصمیم، ساینا و نوشا را بر سر یک دوراهی بزرگ قرار می‌دهد: آیا به برنامه قبلی‌شان برای سفر به کوه‌های سرسبز زاگرس پایبند بمانند، یا دل به خطر بزنند و با صحراگرد در این مسیر ناشناخته همراه شوند؟ در این قسمت پر از هیجان، هم‌زمان با گم شدن ماجراجویانه نوشا در تونل‌های تودرتوی روباه شنی، با قدرت شگفت‌انگیز کتاب‌ها و معجزه‌ی قصه‌ها بیشتر آشنا می‌شویم. این قسمت را بشنوید تا بفهمید در دل این تونل‌های تاریک چه رازهایی نهفته است!]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/PodcastE8BeDonbaleDokhtar.mp3" length="18729206" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[بهترین دوست شما برای پیدا کردن جواب سؤال‌هایتان کیست؟ در اپیزود هشتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، پس از پایان داستان درخت آرزوها، «صحراگرد» تصمیم مهمی می‌گیرد. او باید این قصه را به دست یک دختر نابینا در روستایی دورافتاده برساند؛ دختری که می‌گویند با قصه‌هایش بیماری آدم‌ها را شفا می‌دهد! اما این تصمیم، ساینا و نوشا را بر سر یک دوراهی بزرگ قرار می‌دهد: آیا به برنامه قبلی‌شان برای سفر به کوه‌های سرسبز زاگرس پایبند بمانند، یا دل به خطر بزنند و با صحراگرد در این مسیر ناشناخته همراه شوند؟ در این قسمت پر از هیجان، هم‌زمان با گم شدن ماجراجویانه نوشا در تونل‌های تودرتوی روباه شنی، با قدرت شگفت‌انگیز کتاب‌ها و معجزه‌ی قصه‌ها بیشتر آشنا می‌شویم. این قسمت را بشنوید تا بفهمید در دل این تونل‌های تاریک چه رازهایی نهفته است!]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE8-BeDonbaleDokhtarCover.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE8-BeDonbaleDokhtarCover.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 8 &#8211; راز دختر قصه‌گو</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>13:00</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE8-BeDonbaleDokhtarCover.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 7 &#8211; خواب پادشاه</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87/</link>
	<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 07:28:47 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=25926</guid>
	<description><![CDATA[شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار کنید؟ در اپیزود هفتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، ماجرای دختر پادشاه به اوج خود می‌رسد. بیماری عجیبی به جان پادشاه افتاده و هیچ پزشکی نمی‌تواند او را درمان کند؛ اما دختر پادشاه راه حل را می‌داند! در این قسمت، با شنیدن قصه خواب پادشاه، می‌بینیم که چطور غرور و ظلم می‌تواند جای خود را به پشیمانی بدهد. پادشاه و پسرانش مجبور می‌شوند برای درک درد دیگران، زندگی را از نگاه آن‌ها تجربه کنند و قدم در راهی بگذارند که به داستان درخت مراد ختم می‌شود. در پایان این اپیزود پر از احساس، اتفاقی می‌افتد که حال «صحراگرد» (توکای سیاه قصه ما) را دگرگون می‌کند. این قسمت جذاب و شنیدنی را از دست ندهید.]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار کنید؟ در اپیزود هفتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، ماجرای دختر پادشاه به اوج خود می‌رسد. بیماری عجیبی به جان پادشاه افتاده و هیچ پزشکی نمی‌تواند او را درمان کند؛ اما دختر پادشاه راه حل را می‌داند! در این قسمت،]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار کنید؟ در اپیزود هفتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، ماجرای دختر پادشاه به اوج خود می‌رسد. بیماری عجیبی به جان پادشاه افتاده و هیچ پزشکی نمی‌تواند او را درمان کند؛ اما دختر پادشاه راه حل را می‌داند! در این قسمت، با شنیدن قصه خواب پادشاه، می‌بینیم که چطور غرور و ظلم می‌تواند جای خود را به پشیمانی بدهد. پادشاه و پسرانش مجبور می‌شوند برای درک درد دیگران، زندگی را از نگاه آن‌ها تجربه کنند و قدم در راهی بگذارند که به داستان درخت مراد ختم می‌شود. در پایان این اپیزود پر از احساس، اتفاقی می‌افتد که حال «صحراگرد» (توکای سیاه قصه ما) را دگرگون می‌کند. این قسمت جذاب و شنیدنی را از دست ندهید.]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com//UploadAudio/Podcast/PodcastE7-King&#039;s%20dream.mp3" length="21636331" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار کنید؟ در اپیزود هفتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، ماجرای دختر پادشاه به اوج خود می‌رسد. بیماری عجیبی به جان پادشاه افتاده و هیچ پزشکی نمی‌تواند او را درمان کند؛ اما دختر پادشاه راه حل را می‌داند! در این قسمت، با شنیدن قصه خواب پادشاه، می‌بینیم که چطور غرور و ظلم می‌تواند جای خود را به پشیمانی بدهد. پادشاه و پسرانش مجبور می‌شوند برای درک درد دیگران، زندگی را از نگاه آن‌ها تجربه کنند و قدم در راهی بگذارند که به داستان درخت مراد ختم می‌شود. در پایان این اپیزود پر از احساس، اتفاقی می‌افتد که حال «صحراگرد» (توکای سیاه قصه ما) را دگرگون می‌کند. این قسمت جذاب و شنیدنی را از دست ندهید.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE7-Kings-dreamCover.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE7-Kings-dreamCover.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 7 &#8211; خواب پادشاه</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>15:01</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE7-Kings-dreamCover.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 6 &#8211; نابودی رویاها</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-6-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7/</link>
	<pubDate>Sun, 19 Apr 2026 10:21:38 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=25868</guid>
	<description><![CDATA[آیا تا به حال درختی دیده‌اید که میوه‌هایش، رویاهای نابودشده باشند؟ در اپیزود ششم از ماجراهای توکاهای قصه‌گو، ساینا بالاخره "داستان درخت آرزوها" را برای روباه شنی و «صحراگردِ» بیمار تعریف می‌کند. ماجرای دختری که در قصر پدرش زندانی شده اما با پیدا کردن یک تونل مخفی و کوچک شدن اندازه‌اش، وارد باغی جادویی می‌شود؛ باغی که در آن درخت عجیب قصه ما، رازهای غم‌انگیزی از رویاهای بربادرفته‌ی آدم‌ها را در خود پنهان کرده است! هم‌زمان با این فانتزی جذاب، با "قصه ضحاک ماردوش" از شاهنامه نیز آشنا می‌شویم. این قسمت پرماجرا را بشنوید تا همراه دختر پادشاه، قدم به دنیای تونل‌های مخفی، آرزوهای ممنوعه و رازهای تاریک بگذارید.]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[آیا تا به حال درختی دیده‌اید که میوه‌هایش، رویاهای نابودشده باشند؟ در اپیزود ششم از ماجراهای توکاهای قصه‌گو، ساینا بالاخره داستان درخت آرزوها را برای روباه شنی و «صحراگردِ» بیمار تعریف می‌کند. ماجرای دختری که در قصر پدرش زندانی شده اما با پیدا کردن یک تو]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[آیا تا به حال درختی دیده‌اید که میوه‌هایش، رویاهای نابودشده باشند؟ در اپیزود ششم از ماجراهای توکاهای قصه‌گو، ساینا بالاخره "داستان درخت آرزوها" را برای روباه شنی و «صحراگردِ» بیمار تعریف می‌کند. ماجرای دختری که در قصر پدرش زندانی شده اما با پیدا کردن یک تونل مخفی و کوچک شدن اندازه‌اش، وارد باغی جادویی می‌شود؛ باغی که در آن درخت عجیب قصه ما، رازهای غم‌انگیزی از رویاهای بربادرفته‌ی آدم‌ها را در خود پنهان کرده است! هم‌زمان با این فانتزی جذاب، با "قصه ضحاک ماردوش" از شاهنامه نیز آشنا می‌شویم. این قسمت پرماجرا را بشنوید تا همراه دختر پادشاه، قدم به دنیای تونل‌های مخفی، آرزوهای ممنوعه و رازهای تاریک بگذارید.]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com//UploadAudio/Podcast/PodcastE6-Destroyed-dreams.mp3" length="18730419" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[آیا تا به حال درختی دیده‌اید که میوه‌هایش، رویاهای نابودشده باشند؟ در اپیزود ششم از ماجراهای توکاهای قصه‌گو، ساینا بالاخره "داستان درخت آرزوها" را برای روباه شنی و «صحراگردِ» بیمار تعریف می‌کند. ماجرای دختری که در قصر پدرش زندانی شده اما با پیدا کردن یک تونل مخفی و کوچک شدن اندازه‌اش، وارد باغی جادویی می‌شود؛ باغی که در آن درخت عجیب قصه ما، رازهای غم‌انگیزی از رویاهای بربادرفته‌ی آدم‌ها را در خود پنهان کرده است! هم‌زمان با این فانتزی جذاب، با "قصه ضحاک ماردوش" از شاهنامه نیز آشنا می‌شویم. این قسمت پرماجرا را بشنوید تا همراه دختر پادشاه، قدم به دنیای تونل‌های مخفی، آرزوهای ممنوعه و رازهای تاریک بگذارید.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE6-Destroyed-dreams-Cover.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE6-Destroyed-dreams-Cover.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 6 &#8211; نابودی رویاها</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>13:00</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE6-Destroyed-dreams-Cover.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 5 &#8211; روباه شنی</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-5-%d8%b1%d9%88%d8%a8%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%86%db%8c/</link>
	<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 11:09:15 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=25609</guid>
	<description><![CDATA[تا به حال گم شده‌اید؟ آن لحظه‌ای که می‌فهمید هیچ‌چیز و هیچ‌کس آشنا نیست، قلب آدم را به تپش می‌اندازد! در اپیزود ششم پادکست «توکای قصه‌گو»، ساینا درست همین حس را تجربه می‌کند. او که برای پیدا کردن آب و غذا برای دوست زخمی‌اش، نوشا، در یک بیابان خشک پرواز می‌کند، سر از یک چاه مخروبه درمی‌آورد و ناگهان خود را اسیر چنگال‌های یک روباه شنی می‌بیند! اما همه‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست. ورود ناگهانی نوشا، خبر آوردن از دو کبوتر سفید مرموز و راز یک پرنده بیمار به نام «صحراگرد»، مسیر قصه را کاملاً عوض می‌کند. آیا ساینا درمانی که در یک قصه قدیمی پنهان شده را به یاد می‌آورد؟ در این قسمت با یک ماجراجویی تاریک، پرمعما و البته کمی ترسناک همراه ما باشید.]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[تا به حال گم شده‌اید؟ آن لحظه‌ای که می‌فهمید هیچ‌چیز و هیچ‌کس آشنا نیست، قلب آدم را به تپش می‌اندازد! در اپیزود ششم پادکست «توکای قصه‌گو»، ساینا درست همین حس را تجربه می‌کند. او که برای پیدا کردن آب و غذا برای دوست زخمی‌اش، نوشا، در یک بیابان خشک پرواز م]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[تا به حال گم شده‌اید؟ آن لحظه‌ای که می‌فهمید هیچ‌چیز و هیچ‌کس آشنا نیست، قلب آدم را به تپش می‌اندازد! در اپیزود ششم پادکست «توکای قصه‌گو»، ساینا درست همین حس را تجربه می‌کند. او که برای پیدا کردن آب و غذا برای دوست زخمی‌اش، نوشا، در یک بیابان خشک پرواز می‌کند، سر از یک چاه مخروبه درمی‌آورد و ناگهان خود را اسیر چنگال‌های یک روباه شنی می‌بیند! اما همه‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست. ورود ناگهانی نوشا، خبر آوردن از دو کبوتر سفید مرموز و راز یک پرنده بیمار به نام «صحراگرد»، مسیر قصه را کاملاً عوض می‌کند. آیا ساینا درمانی که در یک قصه قدیمی پنهان شده را به یاد می‌آورد؟ در این قسمت با یک ماجراجویی تاریک، پرمعما و البته کمی ترسناک همراه ما باشید.]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com//UploadAudio/Podcast/PodcastE5-Roubahe_Sheni.mp3" length="21992971" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[تا به حال گم شده‌اید؟ آن لحظه‌ای که می‌فهمید هیچ‌چیز و هیچ‌کس آشنا نیست، قلب آدم را به تپش می‌اندازد! در اپیزود ششم پادکست «توکای قصه‌گو»، ساینا درست همین حس را تجربه می‌کند. او که برای پیدا کردن آب و غذا برای دوست زخمی‌اش، نوشا، در یک بیابان خشک پرواز می‌کند، سر از یک چاه مخروبه درمی‌آورد و ناگهان خود را اسیر چنگال‌های یک روباه شنی می‌بیند! اما همه‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست. ورود ناگهانی نوشا، خبر آوردن از دو کبوتر سفید مرموز و راز یک پرنده بیمار به نام «صحراگرد»، مسیر قصه را کاملاً عوض می‌کند. آیا ساینا درمانی که در یک قصه قدیمی پنهان شده را به یاد می‌آورد؟ در این قسمت با یک ماجراجویی تاریک، پرمعما و البته کمی ترسناک همراه ما باشید.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE5.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE5.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 5 &#8211; روباه شنی</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>15:16</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2026/04/PodcastE5.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 4 &#8211; طوفان</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-4-%d8%b7%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%86/</link>
	<pubDate>Tue, 30 Apr 2024 11:56:18 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=23013</guid>
	<description><![CDATA[خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصه‌مون که ساینا و نوشا هم‌دیگه رو پیدا کردن، با هم دوست شدن و تصمیم گرفتن سفرشون رو به سمت کوه‌های زیبای زاگرس شروع کنن. براتون گفتم که اونا هرچی می‌تونستن، درباره‌ی سفرشون اطلاعات جمع کردن و داشتن آماده می‌شدن که تو یه «روز مناسب»، سفرشون رو شروع کنن، اما...
 اون روز صبح هوا ابری بود. ساینا از روزای ابری خوشش می‌اومد. می‌رفت لب دیوار باغ می‌نشست و منتظر بارون می‌شد. بارون که می‌گرفت، نوکشو باز می‌کرد تا قطره‌های بارون بره تو دهنش. خیلی این کارو دوست داشت. بعضی وقتا قطره‌های بارونو دنبال می‌کرد تا ببینه آخرش به کجا می‌رسن یا به مورچه‌ها و سوسکای طلایی نگاه می‌کرد که بدوبدو فرار می‌کردن و یه جایی خودشونو قایم می‌کردن. ساینا بعضی از بهترین آوازاشو زیر بارون می‌خوند و اون‌قدر زیر بارون می‌موند تا حسابی خیس خیس می‌شد؛ دست آخر می‌رفت زیر برگای بزرگ چنار قایم می‌شد و منتظر می‌موند بارون بند بیاد و کم‌کم پراش خشک بشن. خانوم و آقای دل‌قندی هم از دور مواظبش بودن و به کاراش می‌خندیدن. اونا هم به خاطر ساینا عاشق بارون شده بودن.]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصه‌مون که ساینا و نوشا هم‌دیگه رو پیدا کردن، با هم دوست شدن و تصمیم گرفتن سفرشون رو به سمت کوه‌های زیبای زاگرس شروع کنن. براتون گفتم که اونا هرچی می‌تونستن، درباره‌ی سفرشون اطلاعات جمع کردن و داشتن آماده می‌شدن که تو یه ]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصه‌مون که ساینا و نوشا هم‌دیگه رو پیدا کردن، با هم دوست شدن و تصمیم گرفتن سفرشون رو به سمت کوه‌های زیبای زاگرس شروع کنن. براتون گفتم که اونا هرچی می‌تونستن، درباره‌ی سفرشون اطلاعات جمع کردن و داشتن آماده می‌شدن که تو یه «روز مناسب»، سفرشون رو شروع کنن، اما...
 اون روز صبح هوا ابری بود. ساینا از روزای ابری خوشش می‌اومد. می‌رفت لب دیوار باغ می‌نشست و منتظر بارون می‌شد. بارون که می‌گرفت، نوکشو باز می‌کرد تا قطره‌های بارون بره تو دهنش. خیلی این کارو دوست داشت. بعضی وقتا قطره‌های بارونو دنبال می‌کرد تا ببینه آخرش به کجا می‌رسن یا به مورچه‌ها و سوسکای طلایی نگاه می‌کرد که بدوبدو فرار می‌کردن و یه جایی خودشونو قایم می‌کردن. ساینا بعضی از بهترین آوازاشو زیر بارون می‌خوند و اون‌قدر زیر بارون می‌موند تا حسابی خیس خیس می‌شد؛ دست آخر می‌رفت زیر برگای بزرگ چنار قایم می‌شد و منتظر می‌موند بارون بند بیاد و کم‌کم پراش خشک بشن. خانوم و آقای دل‌قندی هم از دور مواظبش بودن و به کاراش می‌خندیدن. اونا هم به خاطر ساینا عاشق بارون شده بودن.]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/4-Storm.mp3" length="17845085" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[خب عزیزای دلم، رسیدیم به اون بخش قصه‌مون که ساینا و نوشا هم‌دیگه رو پیدا کردن، با هم دوست شدن و تصمیم گرفتن سفرشون رو به سمت کوه‌های زیبای زاگرس شروع کنن. براتون گفتم که اونا هرچی می‌تونستن، درباره‌ی سفرشون اطلاعات جمع کردن و داشتن آماده می‌شدن که تو یه «روز مناسب»، سفرشون رو شروع کنن، اما...
 اون روز صبح هوا ابری بود. ساینا از روزای ابری خوشش می‌اومد. می‌رفت لب دیوار باغ می‌نشست و منتظر بارون می‌شد. بارون که می‌گرفت، نوکشو باز می‌کرد تا قطره‌های بارون بره تو دهنش. خیلی این کارو دوست داشت. بعضی وقتا قطره‌های بارونو دنبال می‌کرد تا ببینه آخرش به کجا می‌رسن یا به مورچه‌ها و سوسکای طلایی نگاه می‌کرد که بدوبدو فرار می‌کردن و یه جایی خودشونو قایم می‌کردن. ساینا بعضی از بهترین آوازاشو زیر بارون می‌خوند و اون‌قدر زیر بارون می‌موند تا حسابی خیس خیس می‌شد؛ دست آخر می‌رفت زیر برگای بزرگ چنار قایم می‌شد و منتظر می‌موند بارون بند بیاد و کم‌کم پراش خشک بشن. خانوم و آقای دل‌قندی هم از دور مواظبش بودن و به کاراش می‌خندیدن. اونا هم به خاطر ساینا عاشق بارون شده بودن.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/04/PodcastE4.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/04/PodcastE4.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 4 &#8211; طوفان</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>12:23</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/04/PodcastE4.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 3 &#8211; دیدار با نوشا</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-3-%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%a7/</link>
	<pubDate>Tue, 30 Apr 2024 10:12:19 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=22984</guid>
	<description><![CDATA[بالاخره هرکسی یه زمانی باید سفر کنه. یه روزی می‌رسه که بچه‌ها بزرگ می‌شن و از خونه‌ی پدر و مادرشون یا هرکسی که اونا رو بزرگ می‌کنه، می‌رن. کاشکی هرکسی می‌خواد سفر بره، با خودش یه عالمه خاطره‌ی خوب ببره! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، بالاشو خوب قوی کرده باشه و یه عالمه قصه بلد باشه تا اون قصه‌ها تو مسیر سفر راه‌نماییش کنن! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، خیلی زود، یه هم‌سفر خوب پیدا کنه تا کنارش باشه و با هم از سفر لذت ببرن، سختیاشو تحمل کنن؛ با هم از سفرشون چیزی یاد بگیرن.]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[بالاخره هرکسی یه زمانی باید سفر کنه. یه روزی می‌رسه که بچه‌ها بزرگ می‌شن و از خونه‌ی پدر و مادرشون یا هرکسی که اونا رو بزرگ می‌کنه، می‌رن. کاشکی هرکسی می‌خواد سفر بره، با خودش یه عالمه خاطره‌ی خوب ببره! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، بالاشو خوب قوی کرده]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[بالاخره هرکسی یه زمانی باید سفر کنه. یه روزی می‌رسه که بچه‌ها بزرگ می‌شن و از خونه‌ی پدر و مادرشون یا هرکسی که اونا رو بزرگ می‌کنه، می‌رن. کاشکی هرکسی می‌خواد سفر بره، با خودش یه عالمه خاطره‌ی خوب ببره! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، بالاشو خوب قوی کرده باشه و یه عالمه قصه بلد باشه تا اون قصه‌ها تو مسیر سفر راه‌نماییش کنن! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، خیلی زود، یه هم‌سفر خوب پیدا کنه تا کنارش باشه و با هم از سفر لذت ببرن، سختیاشو تحمل کنن؛ با هم از سفرشون چیزی یاد بگیرن.]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/3-Meeting-with-Nousha.mp3" length="20172850" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[بالاخره هرکسی یه زمانی باید سفر کنه. یه روزی می‌رسه که بچه‌ها بزرگ می‌شن و از خونه‌ی پدر و مادرشون یا هرکسی که اونا رو بزرگ می‌کنه، می‌رن. کاشکی هرکسی می‌خواد سفر بره، با خودش یه عالمه خاطره‌ی خوب ببره! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، بالاشو خوب قوی کرده باشه و یه عالمه قصه بلد باشه تا اون قصه‌ها تو مسیر سفر راه‌نماییش کنن! کاشکی هرکسی که می‌خواد سفر بره، خیلی زود، یه هم‌سفر خوب پیدا کنه تا کنارش باشه و با هم از سفر لذت ببرن، سختیاشو تحمل کنن؛ با هم از سفرشون چیزی یاد بگیرن.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE3.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE3.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 3 &#8211; دیدار با نوشا</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>14:00</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE3.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 2 &#8211; پرواز</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-2-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/</link>
	<pubDate>Thu, 18 Apr 2024 11:11:49 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=22689</guid>
	<description><![CDATA[آدما گاهی زود قضاوت می‌کنن؛ گاهی بدون این‌که خوب بفهمن، تصمیم می‌گیرن. اون کسایی که خانوم توکا و آقا توکای قصه‌ی ما رو تو قسمت قبل، با سنگ زدن هم همین کارو کرده بودن. اونا فقط فکر کرده بودن که این توکاها دزدن. اون وقت بدون این‌که درباره‌ی درست و غلط این موضوع تحقیق کنن، دوتا پرنده‌ی خیلی باارزش رو از بین بردن. دوست خوب من، تو چه طوری تصمیم می‌گیری؟ قبلش خوب فکر می‌کنی؟ قبلش تحقیق می‌کنی؟]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[آدما گاهی زود قضاوت می‌کنن؛ گاهی بدون این‌که خوب بفهمن، تصمیم می‌گیرن. اون کسایی که خانوم توکا و آقا توکای قصه‌ی ما رو تو قسمت قبل، با سنگ زدن هم همین کارو کرده بودن. اونا فقط فکر کرده بودن که این توکاها دزدن. اون وقت بدون این‌که درباره‌ی درست و غلط این ]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[آدما گاهی زود قضاوت می‌کنن؛ گاهی بدون این‌که خوب بفهمن، تصمیم می‌گیرن. اون کسایی که خانوم توکا و آقا توکای قصه‌ی ما رو تو قسمت قبل، با سنگ زدن هم همین کارو کرده بودن. اونا فقط فکر کرده بودن که این توکاها دزدن. اون وقت بدون این‌که درباره‌ی درست و غلط این موضوع تحقیق کنن، دوتا پرنده‌ی خیلی باارزش رو از بین بردن. دوست خوب من، تو چه طوری تصمیم می‌گیری؟ قبلش خوب فکر می‌کنی؟ قبلش تحقیق می‌کنی؟]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/2-Flight.mp3" length="24011586" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[آدما گاهی زود قضاوت می‌کنن؛ گاهی بدون این‌که خوب بفهمن، تصمیم می‌گیرن. اون کسایی که خانوم توکا و آقا توکای قصه‌ی ما رو تو قسمت قبل، با سنگ زدن هم همین کارو کرده بودن. اونا فقط فکر کرده بودن که این توکاها دزدن. اون وقت بدون این‌که درباره‌ی درست و غلط این موضوع تحقیق کنن، دوتا پرنده‌ی خیلی باارزش رو از بین بردن. دوست خوب من، تو چه طوری تصمیم می‌گیری؟ قبلش خوب فکر می‌کنی؟ قبلش تحقیق می‌کنی؟]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE2.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE2.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 2 &#8211; پرواز</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>16:40</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE2.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره‌ی 1 &#8211; توکاها و قصه‌ی سنگ‌های فیروزه</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%db%8c-1-%d8%aa%d9%88%da%a9%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%82%d8%b5%d9%87%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%d9%87/</link>
	<pubDate>Mon, 11 Dec 2023 07:10:00 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=20097</guid>
	<description><![CDATA[ما آدما هر وقت دلمون می‌گیره یا حوصله‌مون سر می‌ره یا اصلاً نمی‌دونیم چی می‌خوایم، دنبال قصه می‌گردیم. اصلاً انگار همیشه دوست داریم برامون یه قصه‌ای، ماجرایی تعریف کنن. بعضی وقتا قصه‌گوها نزدیک خودمون زندگی می‌کنن، مثلاً مامان یا بابای خودمونن؛ بعضی وقتا قصه‌ها رو تو کتابا پیدا می‌کنیم، بعضی وقتا قصه‌ها رو تو فیلم و کارتون پیدا می‌کنیم، بعضی وقتا تو ... اما بعضی آدما هستن که اون‌قدر خوش‌بختن که قصه‌ها رو مستقیم، از توکاهای قصه‌گو می‌شنون. از توکاهای قصه‌گو!
اما واقعاً «روز مناسب» چه جوری میاد؟ اصلاً روز مناسبی واسه شروع کردن هست؟]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[ما آدما هر وقت دلمون می‌گیره یا حوصله‌مون سر می‌ره یا اصلاً نمی‌دونیم چی می‌خوایم، دنبال قصه می‌گردیم. اصلاً انگار همیشه دوست داریم برامون یه قصه‌ای، ماجرایی تعریف کنن. بعضی وقتا قصه‌گوها نزدیک خودمون زندگی می‌کنن، مثلاً مامان یا بابای خودمونن؛ بعضی وقتا]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[ما آدما هر وقت دلمون می‌گیره یا حوصله‌مون سر می‌ره یا اصلاً نمی‌دونیم چی می‌خوایم، دنبال قصه می‌گردیم. اصلاً انگار همیشه دوست داریم برامون یه قصه‌ای، ماجرایی تعریف کنن. بعضی وقتا قصه‌گوها نزدیک خودمون زندگی می‌کنن، مثلاً مامان یا بابای خودمونن؛ بعضی وقتا قصه‌ها رو تو کتابا پیدا می‌کنیم، بعضی وقتا قصه‌ها رو تو فیلم و کارتون پیدا می‌کنیم، بعضی وقتا تو ... اما بعضی آدما هستن که اون‌قدر خوش‌بختن که قصه‌ها رو مستقیم، از توکاهای قصه‌گو می‌شنون. از توکاهای قصه‌گو!
اما واقعاً «روز مناسب» چه جوری میاد؟ اصلاً روز مناسبی واسه شروع کردن هست؟]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/1-The-birth-of-Saina.mp3" length="20528032" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[ما آدما هر وقت دلمون می‌گیره یا حوصله‌مون سر می‌ره یا اصلاً نمی‌دونیم چی می‌خوایم، دنبال قصه می‌گردیم. اصلاً انگار همیشه دوست داریم برامون یه قصه‌ای، ماجرایی تعریف کنن. بعضی وقتا قصه‌گوها نزدیک خودمون زندگی می‌کنن، مثلاً مامان یا بابای خودمونن؛ بعضی وقتا قصه‌ها رو تو کتابا پیدا می‌کنیم، بعضی وقتا قصه‌ها رو تو فیلم و کارتون پیدا می‌کنیم، بعضی وقتا تو ... اما بعضی آدما هستن که اون‌قدر خوش‌بختن که قصه‌ها رو مستقیم، از توکاهای قصه‌گو می‌شنون. از توکاهای قصه‌گو!
اما واقعاً «روز مناسب» چه جوری میاد؟ اصلاً روز مناسبی واسه شروع کردن هست؟]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE1.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE1.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره‌ی 1 &#8211; توکاها و قصه‌ی سنگ‌های فیروزه</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>14:15</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE1.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>

<item>
	<title>اپیزود شماره 0 &#8211; پر طلاییت رو پیدا کن</title>
	<link>https://tookastory.com/podcast/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-0-%d9%be%d8%b1-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86/</link>
	<pubDate>Sat, 02 Dec 2023 06:30:00 +0000</pubDate>
	<dc:creator><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></dc:creator>
	<guid isPermaLink="false">https://tookastory.com/?post_type=podcast&#038;p=20120</guid>
	<description><![CDATA[در زمان‎های خیلی خیلی دور، پیش از اون‌که حتی آدم‌ها به وجود بیان، پرنده‌ها رو زمین زندگی می‌کردن و سیمرغ‌ها پدربزرگ و مادربزرگ همه‌ی پرنده‌ها بودن. سیمرغ‌ها همه‌ی دانش‌های دنیا رو داشتن و مهربون‌ترین پرنده‌های جهان بودن. اونا به هر پرنده‌ای، یک بخش از زیبایی و یک نوع از قدرت‌های خودشونو دادن تا نوبت رسید به جادوی قصه‌ها. ]]></description>
	<itunes:subtitle><![CDATA[در زمان‎های خیلی خیلی دور، پیش از اون‌که حتی آدم‌ها به وجود بیان، پرنده‌ها رو زمین زندگی می‌کردن و سیمرغ‌ها پدربزرگ و مادربزرگ همه‌ی پرنده‌ها بودن. سیمرغ‌ها همه‌ی دانش‌های دنیا رو داشتن و مهربون‌ترین پرنده‌های جهان بودن. اونا به هر پرنده‌ای، یک بخش از زی]]></itunes:subtitle>
	<content:encoded><![CDATA[در زمان‎های خیلی خیلی دور، پیش از اون‌که حتی آدم‌ها به وجود بیان، پرنده‌ها رو زمین زندگی می‌کردن و سیمرغ‌ها پدربزرگ و مادربزرگ همه‌ی پرنده‌ها بودن. سیمرغ‌ها همه‌ی دانش‌های دنیا رو داشتن و مهربون‌ترین پرنده‌های جهان بودن. اونا به هر پرنده‌ای، یک بخش از زیبایی و یک نوع از قدرت‌های خودشونو دادن تا نوبت رسید به جادوی قصه‌ها. ]]></content:encoded>
	<enclosure url="https://tookastory.com/UploadAudio/Podcast/0-Golden-Feather.mp3" length="11530400" type="audio/mpeg"></enclosure>
	<itunes:summary><![CDATA[در زمان‎های خیلی خیلی دور، پیش از اون‌که حتی آدم‌ها به وجود بیان، پرنده‌ها رو زمین زندگی می‌کردن و سیمرغ‌ها پدربزرگ و مادربزرگ همه‌ی پرنده‌ها بودن. سیمرغ‌ها همه‌ی دانش‌های دنیا رو داشتن و مهربون‌ترین پرنده‌های جهان بودن. اونا به هر پرنده‌ای، یک بخش از زیبایی و یک نوع از قدرت‌های خودشونو دادن تا نوبت رسید به جادوی قصه‌ها.]]></itunes:summary>
	<itunes:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE0.jpg"></itunes:image>
	<image>
		<url>https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE0.jpg</url>
		<title>اپیزود شماره 0 &#8211; پر طلاییت رو پیدا کن</title>
	</image>
	<itunes:explicit>false</itunes:explicit>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:duration>8:00</itunes:duration>
	<itunes:author><![CDATA[توکا انوشه دستان‌پرداز]]></itunes:author>	<googleplay:image href="https://tookastory.com/wp-content/uploads/2024/01/PodcastE0.jpg"></googleplay:image>
	<googleplay:explicit>No</googleplay:explicit>
	<googleplay:block>no</googleplay:block>
</item>
	</channel>
</rss>
