• خانه
  • رویدادها
  • دوره‌ها-کارگاه‌ها
    • همه‌ی دوره‌ها و کارگاه‌های توکا
    • مهارت‌های نوشتن
    • قصه‌گویی
    • کتاب‌خوانی
    • قصه-هنر
    • قصه در کسب و کار
    • دوره‌های آفلاین
    • معرفی استادان توکا
    • فرم درخواست دوره
  • قصه‌ها
    • قصه‌های ویدیویی
    • قصه‌های صوتی
    • قصه‌های متنی
  • پادکست
  • مقالات
  • قصه‌گویی در جهان
  • کتاب‌
    • راهنمای انتخاب کتاب
    • مرور‌نوشت‌ها (معرفی کتاب)
    • توکتاب – دورهمی کتاب‌خوانی
    • توکتاب طلایی
  • وبلاگ
  • فروشگاه
    • کتاب
    • کارت قصه‌گویی
    • پیکسل
    • سایر محصولات فروشگاه
  • اخبار
  • درباره‌ی ما
  • تماس با ما
فهرست
  • خانه
  • رویدادها
  • دوره‌ها-کارگاه‌ها
    • همه‌ی دوره‌ها و کارگاه‌های توکا
    • مهارت‌های نوشتن
    • قصه‌گویی
    • کتاب‌خوانی
    • قصه-هنر
    • قصه در کسب و کار
    • دوره‌های آفلاین
    • معرفی استادان توکا
    • فرم درخواست دوره
  • قصه‌ها
    • قصه‌های ویدیویی
    • قصه‌های صوتی
    • قصه‌های متنی
  • پادکست
  • مقالات
  • قصه‌گویی در جهان
  • کتاب‌
    • راهنمای انتخاب کتاب
    • مرور‌نوشت‌ها (معرفی کتاب)
    • توکتاب – دورهمی کتاب‌خوانی
    • توکتاب طلایی
  • وبلاگ
  • فروشگاه
    • کتاب
    • کارت قصه‌گویی
    • پیکسل
    • سایر محصولات فروشگاه
  • اخبار
  • درباره‌ی ما
  • تماس با ما
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
0 تومان 0 سبد خرید
منو
جستجو کردن
0 تومان 0 سبد خرید

حساب کاربری

  • خانه
  • رویدادها
  • دوره‌ها-کارگاه‌ها
    • همه‌ی دوره‌ها و کارگاه‌های توکا
    • مهارت‌های نوشتن
    • قصه‌گویی
    • کتاب‌خوانی
    • قصه-هنر
    • قصه در کسب و کار
    • دوره‌های آفلاین
    • معرفی استادان توکا
    • فرم درخواست دوره
  • قصه‌ها
    • قصه‌های ویدیویی
    • قصه‌های صوتی
    • قصه‌های متنی
  • پادکست
  • مقالات
  • قصه‌گویی در جهان
  • کتاب‌
    • راهنمای انتخاب کتاب
    • مرور‌نوشت‌ها (معرفی کتاب)
    • توکتاب – دورهمی کتاب‌خوانی
    • توکتاب طلایی
  • وبلاگ
  • فروشگاه
    • کتاب
    • کارت قصه‌گویی
    • پیکسل
    • سایر محصولات فروشگاه
  • اخبار
  • درباره‌ی ما
  • تماس با ما

اپیزود شماره 7 – خواب پادشاه

31 فروردین 1405
پادکست قصه های توکا اپیزود شماره ۷ - خواب پادشاه
https://tookastory.com/podcast-player/25926/%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%a7%d8%af%d8%b4%d8%a7%d9%87
اپیزود شماره 7 – خواب پادشاه
شما حاضرید برای رهایی از یک کابوس وحشتناک چه کار کنید؟ در اپیزود هفتم از پادکست توکاهای قصه‌گو، ماجرای دختر پادشاه به اوج خود می‌رسد. بیماری عجیبی به جان پادشاه افتاده و هیچ پزشکی نمی‌تواند او را درمان کند؛ اما دختر پادشاه راه حل را می‌داند! در این قسمت، با شنیدن قصه خواب پادشاه، می‌بینیم که چطور غرور و ظلم می‌تواند جای خود را به پشیمانی بدهد. پادشاه و پسرانش مجبور می‌شوند برای درک درد دیگران، زندگی را از نگاه آن‌ها تجربه کنند و قدم در راهی بگذارند که به داستان درخت مراد ختم می‌شود. در پایان این اپیزود پر از احساس، اتفاقی می‌افتد که حال «صحراگرد» (توکای سیاه قصه ما) را دگرگون می‌کند. این قسمت جذاب و شنیدنی را از دست ندهید.

بیشتر بدانیم (دانستنی‌های واقعی از دنیای قصه ما)

گره زدن امید به شاخه‌های طبیعت (درخت مراد و روان‌شناسی باور)

راوی در ابتدای قصه خواب پادشاه از خاطره‌ی دیدن درختی در «خواجه‌مراد» مشهد می‌گوید که پر از پارچه‌های رنگی بود. در فرهنگ ما، درختان نماد ارتباط زمین با آسمان هستند و مردم آرزوهایشان را به شکل تکه‌پارچه‌هایی (دخیل) به آن‌ها گره می‌زدند. اما این رسم فقط مختص ایران نیست! در ژاپن و در جشنواره «تاناباتا»، مردم آرزوهایشان را روی کاغذهای رنگی می‌نویسند و به شاخه‌های بامبو می‌بندند. در اسکاتلند و بریتانیا نیز «درختان سکه» وجود دارند که مردم برای برآورده شدن آرزوهایشان سکه‌ای در تنه درخت فرو می‌کنند.

اما چرا این کار به ما آرامش می‌دهد؟ از نظر روان‌شناسی، داشتن «باور و امید» تأثیر شگفت‌انگیزی روی مغز دارد. وقتی ما آرزویی را به درختی گره می‌زنیم، در واقع بار روانی و اضطرابمان را به بیرون از خودمان (به دامان طبیعت) منتقل می‌کنیم. این باور به برآورده شدن آرزو، باعث ترشح هورمون‌های آرامش‌بخش (مثل دوپامین) در مغز شده و قدرت تاب‌آوری انسان را در برابر سختی‌ها بالا می‌برد. در قصه ما نیز، پادشاه با اشک‌های پشیمانی‌اش، سرهای بریده‌ی روی درخت را دوباره به همین پارچه‌های رنگی و پرامید تبدیل کرد!

کابوس‌های شبانه؛ وقتی ذهن ما را بیدار نگه می‌دارد

پادشاه قصه به خاطر دیدن یک کابوس وحشتناک (حمله سر پرنده‌ی بزرگ) دیگر نمی‌توانست بخوابد. از نظر علمی، کابوس‌ها معمولاً در مرحله عمیق خواب، یعنی «خوابِ رِم» (REM) اتفاق می‌افتند؛ زمانی که بخش آمیگدال مغز (مرکز پردازش ترس و احساسات) به شدت فعال است. کابوس‌های تکرارشونده، آژیر خطر ذهن هستند و نشان از عذاب وجدان، استرس یا گره‌های حل‌نشده در بیداری دارند. ذهن پادشاه که ناخودآگاه از ظلمی که به رویاهای مردم کرده بود خبر داشت، این عذاب را به شکل هیولا نشان می‌داد.

چند راهکار ساده روان‌شناسی برای مقابله با کابوس‌ها:

نوشتن افکار مزاحم: قبل از خواب، نگرانی‌هایتان را روی کاغذ بیاورید تا ذهن با خیالی آسوده‌تر به خواب برود.

تغییر پایان قصه (تصویرسازی ذهنی): در بیداری به کابوستان فکر کنید و یک پایان شاد، خنده‌دار یا پیروزمندانه برای آن بسازید. این تمرین به مغز یاد می‌دهد که در خواب هم کنترل اوضاع را به دست بگیرد.

آرام‌سازی بدن: دوری از اخبار منفی و نور گوشی قبل از خواب و چند دقیقه تنفس عمیق.

قدم زدن در کفش دیگران (جادوی همدلی و تغییر ذهن)

درمان عجیبی که دختر پادشاه پیشنهاد داد، یکی از عمیق‌ترین مفاهیم روان‌شناسی را در خود داشت. او برادران و پدرش را وادار کرد لباس زنان را بپوشند، محدودیت‌های آن‌ها را زندگی کنند و صدها بار آرزوهای مردم را بنویسند.

روان‌شناسان همدلی را به دو نوع تقسیم می‌کنند: «همدلی شناختی» (فهمیدن مشکل دیگران در ذهن) و «همدلی عاطفی» (احساس کردن درد آن‌ها در قلب). کاری که دختر قصه کرد، ایجاد «همدلی تجربی» بود. در روان‌شناسی ثابت شده است که تنها راه برای از بین بردن تعصب‌ها و قضاوت‌های زودهنگام، این است که دنیا را از زاویه دید دیگری ببینیم (اصطلاحاً در کفش او قدم بزنیم). این تجربه سخت، مدارهای عصبی مغز پسران پادشاه را تغییر داد و به آن‌ها قدرت درک متقابل بخشید تا قانون‌های ناعادلانه را عوض کنند.

قدرت شفا‌بخش اشک‌ها

در پایان داستان، پادشاه که از کارهای گذشته‌اش شرمنده شده بود، شروع به گریه کرد و اشک‌هایش درخت آرزوها را شفا داد. از نظر علمی، گریه کردن فقط واکنشی به ناراحتی نیست. اشک‌های عاطفی (مثل اشک پشیمانی یا شوق) با اشک‌هایی که موقع خرد کردن پیاز می‌ریزیم متفاوت‌اند! این اشک‌ها حاوی هورمون‌های استرس و مسکن‌های طبیعی (مثل اندورفین) هستند. بدن انسان با گریه کردن، به معنای واقعی کلمه سمومِ ناشی از استرس را بیرون می‌ریزد و خود را پاکسازی می‌کند. در ادبیات و افسانه‌ها نیز، اشک پشیمانی همیشه نمادی از تولدی دوباره و شفای روح بوده است.

شناسنامه اثر

نویسنده و راوی:

رویا یدالهی شاه‌راه

تدوین:

یگانه پوینده‌فر

امور هنری:

زینب حاجی محمدزاده

تهیه‌کننده:

موسسه‌ی توکا انوشه‌ی دستان پرداز

نوبت شماست!

نوبت شماست!

تو این قسمت دیدیم که برادرای پادشاه وقتی مجبور شدن دنیا رو از نگاه بقیه ببینن (مثل پوشیدن لباس زنونه و حبس شدن، یا خوندن آرزوهای مردم)، تازه فهمیدن چه قانون‌های اشتباهی وجود داره و چقدر می‌تونن کمک‌کننده باشن. به نظرتون تو دنیای واقعی، ما چطوری می‌تونیم دردها و مشکلات بقیه رو بهتر درک کنیم تا کمتر همدیگه رو قضاوت کنیم؟کجا توی زندگی واقعی خودتون تاثیر همدلی رو مشاهده کردین؟ برامون تو کامنت‌ها بنویسید.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • افسانه‌ها
  • تکنیک‌های قصه‌گویی
  • تکنیک‌های نویسندگی
  • توکاشناس
  • توکتاب
  • توکتاب طلایی
  • داستان‌های قرآنی
  • راهنمای انتخاب کتاب
  • ضرب‌المثل
  • قصه‌گویی
  • قصه‌های شاهنامه
  • قصه‌های صوتی
  • قصه‌های متنی
  • قصه‌های ویدیویی
  • مراکز قصه‌گویی
  • مرورنویسی
  • مقالات
  • مناسبتها
  • مهارت‌های زندگی
  • وبلاگ

کتاب‌خوانی             قصه‌گویی              مهارت‌های نوشتن   

  • مهارت‌های نوشتن
  • قصه‌گویی
  • کتاب‌خوانی
  • دوره‌های آفلاین
  • قصه‌های ویدیویی
  • قصه‌های صوتی
  • قصه‌های متنی
  • مراکز قصه‌گویی
  • راهنمای انتخاب کتاب
  • وبلاگ
  • درباره‌ی ما
  • تماس با ما
تمام حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به موسسه‌ی توکا انوشه دستان پرداز است.
Youtube Whatsapp Instagram icon--white