شناسنامهی اثر
عنوان:
شهر الفبا…
قصهگو:
مریم فرخفال
ناظر هنری:
تدوینگر صوتی:
گروه سنی:
کودک
موضوع:
همکاری- اصلاح اشتباهات- مهارتهای زندگی
روزی و روزگاری در شهر الفبا، پنج نقطه زندگی میکردند. درست گفتم! شهر الفبا جاییست که در آن کلی حرف و کلمه و نقطه زندگی میکنند. تا اینکه یک روز این پنج دوست دیدند که نگهبانان شهر الفبا دارند یک نوشته را دستگیر میکنند تا از شهر اخراج کنند…
متن: بهنظر شما شهر الفبا چه شهریست؟ ساکنان آن چه کسانی هستند؟ هر حرف یا کلمهای ساکن حرف الفباست، اما به شرطی که خوانده شود! حروف ناخوانا یا غلط باید از شهر بیرون بروند. اما اگر به هم کمک کنند، تمام آنها خوانا و درست میشوند!
خب، منتظرتون نمیذارم. بریم سراغ قصه!
اجرای این قصه را با قصهگویی خانم فرخفال میتوانید اینجا ببینید:
قصهگو:
مریم فرخفال
گروه سنی:
کودک
موضوع:
همکاری- اصلاح اشتباهات- مهارتهای زندگی
مطالب مشابه
افسانهی کدو قلقلهزن (صوتی)
15 خرداد 1403
آهای! آهای! یه قصه دارم! یه قصه عین شیرینی باقلوا، عین تخمهی آفتابگردون، عین سیبای لُپُگلیِ بهاری!
بچهها سلام. بزرگترا سلام. قصهی من یه قصهی قدیمیه. یه قصهی قدیمی مثل درختای باغهای شیراز، واسه شما که عین لباس عید، نوِ نویین. اسم قصه چیه؟ کدوقلقلهزن!
بریم که بشنویم!
بیشتر بخوانید...
مبارزه با مورچه های قرمز (بر اساس کتاب یکی بود نوشتهی سوسن طاقدیس) – صوتی
15 اردیبهشت 1403
تا حالا مورچههای ریز و سیاه و کوچک را دیدهاید؟ آنها خیلی طفلکی هستند و کسی آنها را نمیبیند. اما خدا حواسش به آنها نیز هست! خدا کاری میکند تا همهی موجودات دشت بزرگ دست به دست هم بدهند و به این مورچههای کوچک کمک کنند.
بیشتر بخوانید...
درخت قاضی (حکایتی از قابوسنامه)
15 اسفند 1402
قاضی معروفی بود در طبرستان که به عدالت و هوش و ذکاوت مشهور بود. مرد طبری به همراه دوستش پیش او آمد و گفت: «ای قاضی! این دوستم بدهکار است. صد دینار از من قرض گرفته، اما انکار میکند و میگوید من اصلا از تو پولی نگرفتهام».
مرد بدهکار گفت: «نه! من اصلاً از تو پولی نگرفتهام!».
قاضی به مرد طبری گفت: «آیا شاهدی داری که گواهی بدهد این پول را به دوستت قرض دادهای؟».
مرد طبری اندوهگین گفت: «نه!».
بیشتر بخوانید...