توکتاب طلایی شماره 1-كارگاه قصهگویی و نمايش خلاق در خانهی توكا
توکتاب طلایی شماره 1-كارگاه قصهگویی و نمايش خلاق در خانهی توكا
تاریخ برگزاری: 9 بهمن 1402
بچهها یکییکی آمدند و مشتاق اجرای نمایش بودند. چند نفر از آنها اولین بار بود که کارگاه نمایش خلاق را تجربه میکردند.
من قصهی پری افسانهها نوشتهی زهرا زمانی و چاپ کانون پرورش فکری را برای آنها انتخاب کرده بودم و در اولين بخش برنامه، قصه را برایشان اجرا کردم.
قصه دربارهی واندا، پری افسانههاست که برای افسونگر شدن، صد سال در مدرسهی افسونگری درس خوانده است. روز آخر، استاد از او میخواهد در آزمونی شرکت کند و موجودی را به چیزی دیگر تبدیل کند، اما به شرط اینکه آن موجود از چیزی که به آن تبدیل شده، راضی باشد. فقط در این صورت است که در آزمون آخر قبول میشود و چوبدستی افسونگری را به دست میآورد.
واندا، پری افسانهها، از مدرسه بیرون میرود و بین جنگل و درختها دنبال چیزی میگردد. چشمش به یک قورباغه میافتد و او را تبدیل به انسان میکند، اما قورباغه از اینکه تبدیل به انسان شده، خیلی ناراضی است و دلش میخواهد قورباغه باشد. پری افسانهها او را حتی تبدیل به پادشاه ميكند و قصری به او ميدهد، ولی باز هم قورباغه ناراضی است. پری افسانهها نمیداند آیا قورباغه را به حالت اول برگرداند و در آزمون رد شود یا بگذارد او همانطور بماند و از استاد، چوبدستی افسونگری را بگیرد.
پري در نهایت، رضایت و خوشحالی قورباغه را ترجیح میدهد و او را به حالت اول برمیگرداند. بعد، پیش استاد ميرود و به اشتباهش اعتراف میکند. استاد میگوید از اینکه پري خوشحالی قورباغه را ترجیح داده و صداقت داشته، خوشحال است و او را شایستهي آن ميداند كه پری افسانهها شود.
در این کارگاه فقط قصه نشنیدیم؛ بلکه بچهها با اجرای نمایش خلاق، مهارتهای مهمی مثل تفکر انتقادی، کار گروهی و اعتمادبهنفس (حتی برای کودکان خجالتی) را تمرین کردند. (برای دیدن لیست دقیق مهارتهای تمرینشده در این کارگاه، میتوانید به انتهای همین صفحه مراجعه کنید).
قبل از اینکه قصه را تمام کنم، از بچهها پرسیدم كه اگر جای پری افسانهها بودند، کدام راه را انتخاب میکردند. اغلب بچهها میگفتند بهتر است قورباغه را به حالت قبلی برگرداند و دوباره به مدرسهي افسونگری برود تا در این کار ماهر شود. حتی یکی از بچهها گفت خب آزمونش این بوده که بتواند موجودی را به چیزی تبدیل کند که او راضی باشد و او ناموفق بوده. باید برود مدرسهي افسونگری؛ دوباره درس بخواند تا یاد بگیرد چهطور این کار را انجام بدهد.
گزارش تصویری
قصه را تمام کردم و به نظرم آمد بچهها خیلی از پایان قصه راضی نبودند. یکی از بچهها گفت: «این آزمون افسونگری بوده؛ نه آزمون راستگویی!».
بعد از قصهگويي، با بچهها دربارهي اين صحبت کردم که پریهای افسانهها همیشه میان انسانها میگردند و آرزوها را برآورده میکنند. بعد، از آنها پرسیدم که آيا تا به حال، پری افسانهها سراغشان آمده و آرزویی را برايشان برآورده کرده.
بچهها هر کدام از آرزوهايشان گفتند، آرزوهایي مثل خریدن لگويي که پسرخاله گرفته بود، رفتن به سرزمین عجایب، خریدن یکعالمه شکلات! (چه آرزوهای واقعگرايانهای!) یکی از بچهها هم گفت یادش نمیآید هیچ كدام از آرزوهايش برآورده شده باشد!
حالا نوبت نمایش بود. بچهها را گروهبندی کردم. سر انتخاب نقشها اختلاف داشتند. همه دوست داشتند پری افسانهها باشند. گفتم میتوانید به هم رأی بدهید یا هر کسی یک بخش کوچک اجرا کند و با هم به نتیجه برسیم كدامتان بهتر اجرا میکند.
نقشها که مشخص شد، بچهها شروع به تمرین کردند. در حین تمرین هم گاهی با هم اختلاف پيدا میكردند. دیالوگها یادشان می رفت یا دوست داشتند که دیالوگ جدید اضافه کنند. آنها که خجالتیتر بودند، دوست داشتند نقش درخت و گل و گیاه را بازی کنند، چون فقط باید یک گوشه میایستادند و به قول معروف، ژست میگرفتند. این هم خوب بود و تلاشی بود در جهت کم کردن خجالتشان. در پایان، با پارچههایی که خودشان آورده بودند، برای استاد و پری افسانهها لباس درست کردیم و بچهها دوباره نمایش را اجرا کردند.
دستاوردهای کارگاه
در این کارگاه چه مهارتهایی را تمرین کردیم؟
زمانی که بچهها پایان قصه را نقد کردند و منطق داستان را زیر سؤال بردند (آزمون مهارت در برابر آزمون اخلاق)، مهارت استدلال، تفکر مستقل و عدم پذیرش چشمبستهی اطلاعات در آنها تقویت شد.
اختلاف نظر بر سر انتخاب نقشها (مثل نقش پری)، فرصتی عالی بود تا کودکان مهارتهای دموکراتیک مانند رأیگیری، تست دادن (آزمون اجرا) و رسیدن به توافق در کار گروهی را به صورت عملی تجربه کنند.
طراحی نقشهای فرعی (مثل درخت و گل) به کودکان خجالتی این امکان را داد تا بدون اضطراب در کار گروهی مشارکت کنند. این قدمهای کوچک، بهترین روش برای شکستن سد خجالت و ساخت اعتماد به نفس است.
فراموش کردن دیالوگها و اضافه کردن جملات جدید از سوی بچهها در حین تمرین، و همچنین استفاده از تکهپارچههای ساده برای خلق لباس نمایش، تمرینی بینظیر برای پرورش خلاقیت و قدرت بداههپردازی بود.
گفتگو دربارهی آرزوهای شخصی و تصور اینکه اگر جای پری افسانهها بودند چه تصمیمی میگرفتند، به کودکان کمک کرد تا احساسات، خواستههای درونی و ارزشهای اخلاقی خود را بهتر بشناسند.
درخواست اهدای یک جلد کتاب به کتابخانهی توکا به عنوان هزینهی ورود به کارگاه، تمرینی ارزشمند برای آموزش فرهنگ به اشتراکگذاری، بخشش و مسئولیتپذیری اجتماعی به کودکان بود.
دیدگاهتان را بنویسید