توکتاب طلایی شماره 2- قصهگویی یک جنگل و چند حیوان و بازی در توکا
توکتاب طلایی شماره 2- قصهگویی یک جنگل و چند حیوان و بازی در توکا
تاریخ برگزاری: 16 بهمن 1402
توکتاب طلایی شماره ۲
توکا امروز، ۱۶ بهمن، میزبان پسرها و دخترهای ۷ تا ۱۲ سال در کارگاه قصهگویی و بازی بود. در ابتدای کارگاه، همه خودمان را به یکدیگر معرفی کردیم. گفتیم اسممان چیست، چند سال داریم و تا به حال در چه کلاسهایی شرکت کردهایم. قرار بود حدود یک ساعت را کنار هم بگذرانیم و خوب بود که کمی بیشتر با هم آشنا شویم.
پس از آشنایی، درباره حافظه با هم صحبت کردیم؛ اینکه آیا حافظهی خوبی داریم و آیا میتوانیم اعداد و کلماتی را که میشنویم، به همان شکلی که شنیدهایم، سریع به خاطر بسپاریم و تکرار کنیم. این بازی برای بچهها بسیار هیجانانگیز بود. کلماتی را که از نظر مکانی با هم ارتباط داشتند برایشان خواندم: آسمان، خورشید، زمین، دختر، پرنده و توپ. از آنها خواستم کلمات را به همان ترتیب تکرار کنند. پس از آن، چند عدد برایشان خواندم. بعضی از بچهها میان اعداد ارتباطی ایجاد کردند تا بتوانند آنها را بهتر به خاطر بسپارند.
در کارگاه امروز علاوه بر اینکه حسابی با قصهها و نقطهبازی سرگرم شدیم، به صورت غیرمستقیم روی تقویت حافظه، افزایش اعتماد به نفس و تفکر استراتژیک بچهها هم کار کردیم. (برای دیدن لیست دقیق مهارتهای تمرینشده در این کارگاه، میتوانید به انتهای همین صفحه مراجعه کنید).
بعد از این بازی هیجانانگیز، نوبت به قصهگویی رسید. قصهی «یک جنگل و چند حیوان» نوشتهی نورا حقپرست را برایشان روایت کردم؛ قصهی جنگلی که حیوانات مختلف یکییکی وارد آن میشوند و تصمیم میگیرند در آنجا خانه بسازند. هر یک از حیوانات در ابتدا تصور میکند که تنها خودش باید در آنجا خانه بسازد، اما کمکم همه میپذیرند که آن جنگل میتواند خانه همه آنها باشد. حیوانها به این ترتیب وارد قصه میشوند: شیر، مار خالخالی، طوطی، فیل، روباه، لاکپشت، میمون، جوجهتیغی، زرافه و پلیکان.
پس از پایان قصه، از بچهها خواستم همان بازی تکرار نام حیوانات را، به همان ترتیبی که در کتاب آمده بود، انجام دهند. تکرار این بازی برایشان جالب بود و وقتی میدیدند ترتیب حیوانات را بهراحتی فراموش کردهاند، تعجب میکردند. به آنها گفتم با تکرار، تمرین و تمرکز میتوانیم حافظه قویتری داشته باشیم.
بعد از قصهگویی و بازی حافظه، نوبت به بازی خانهسازی رسید. کتاب «یک جنگل و چند حیوان» یک بازی هم در خود دارد؛ بازی نقطهبازی یا خانهبازی. در هر صفحه تعدادی نقطه وجود دارد و هر یک از حیوانها با کشیدن چهار خط میتواند یک خانه بسازد. بچهها را به دو گروه تقسیم کردم. به هر گروه یک مقوای رنگی دادم که روی آن نقطههای مختلفی قرار داده بودم. هر کودک باید با یک مدادرنگی و با کشیدن یک خط در نوبت خودش تلاش میکرد خانهای بسازد. در عین حال، هر نفر میتوانست جلوی خانهسازی دیگران را هم بگیرد.
رفتار بچهها در حین بازی بسیار جالب بود. بعضی تمام تلاششان این بود که خودشان خانههای بیشتری بسازند و بعضی دیگر، بهجای خانه ساختن، سعی میکردند جلوی خانهسازی دیگران را بگیرند و از این کار بیشتر لذت میبردند. وقتی بازی تمام شد، از آنها پرسیدم کدام کار برایشان لذتبخشتر بوده است: خانهسازی یا جلوگیری از خانهسازی دیگران؟ این سؤال بحثی میان بچهها ایجاد کرد و آنها دیدگاههای یکدیگر را نقد میکردند. از من پرسیدند نظر شما چیست؟ گفتم من نظر خودم را میگویم، اما هر کسی میتواند نظر خودش را داشته باشد. نظر من این است که حواسم باشد کسی جلوی خانهسازی من را نگیرد و بتوانم خانههای بیشتری بسازم.
در پایان، چند کتاب بازی جذاب و خلاقانه از هنرمند کشورمان، علی خدایی، به بچهها معرفی کردم: «قورباغه آوازخوان»، «تو لکلکی یا دارکوب؟» و «از این طرف نگاه کن».
در پایان هم همه با هم یک عکس یادگاری گرفتیم.
گزارش تصویری
امروز نیز با قصهها و کتابهای جذاب گذشت و خاطرهای زیبا در خانه توکا به ثبت رسید.
دستاوردهای کارگاه
در این کارگاه چه مهارتهایی را تمرین کردیم؟
در این کارگاه، با بازی تکرار توالی کلمات، اعداد و نام حیوانات داستان، توانایی کودک در به خاطر سپردن سریع اطلاعات و تصویرسازی ذهنی تمرین شد. این مهارت پایه اصلی یادگیری در مدرسه است.
در بازی «خانهسازی نقطهای»، کودکان یاد گرفتند چگونه در لحظه تصمیم بگیرند. آنها تمرین کردند که بین ساختن خانه برای خود یا مسدود کردن مسیر رقیب، بهترین استراتژی را انتخاب کنند.
معرفی خود در جمع باعث افزایش اعتماد به نفس کودکان شد. همچنین انجام بازی مشترک روی یک مقوا، مهارتهایی مثل رعایت نوبت، تعامل سازنده و گفتگو با همسالان را در آنها تقویت کرد.
پس از پایان بازی، کودکان درباره استراتژیهای خود (سازندگی یا تخریب) با هم گفتگو کردند. این کار به آنها آموخت که تفاوت دیدگاهها را بپذیرند و با استدلال و احترام با یکدیگر بحث کنند.
کودکان در این کارگاه یاد گرفتند که برای رسیدن نوبتشان صبر کنند و در زمان فراموش کردن ترتیب نام حیوانات در بازی حافظه، به جای ناامیدی، اشتباه خود را بپذیرند و دوباره تلاش کنند.
در دست گرفتن مداد و کشیدن خطوط دقیق بین نقطهها در بازی پایانی، هماهنگی چشم و دست و مهارتهای حرکتی ظریف (که برای خوشنویسی و نقاشی ضروری است) را در کودکان پرورش داد.
دیدگاهتان را بنویسید